اول شب حوالی بندر - شعر طنز اجتماعی (7) - غزل - نسیم عرب امیری
شهربندان جانان...
ما جوانان پاک ایرانیم
«شهربند هوای جانانیم»
بس که پر جنب و جوش و فعالیم
لحظه ای روی پا نمی مانیم
آخر هفته ها که تعطیلیم
چاره ای جز سفر نمی دانیم
محض دیدار با امیر کبیر
عازم باغ فین کاشانیم
تلویزیون و سینما خوب است
نه زمانی که در لواسانیم
صبح جمعه کنار دریاییم
ظهر در جاده ی خراسانیم
عصر نزدیک اصفهان هستیم
حول و حوش غروب کرمانیم
اول شب حوالی بندر
آخر شب جنوب زنجانیم
همه در حیرتند و می گویند
که مبادا خود زبل خانیم
جز سفرهای بین استانی
دوستدار بساط قلیانیم
تا مجالی شود به هر تقدیر
گوشه ای سمت باغ و بستانیم
چند روزی که کار تعطیل است
ایمON در مسنجر تمام شب
نسیم عرب امیری
+ نوشته شده در نوزدهم اسفند ۱۳۸۹ ساعت توسط .....
|